یاوران شب چراغ شیرازثبت :۸۴۸

نا بینایی ناتوانی نیست

وب سایت رسمی موسسه خیریه حمایت از کودکان
ونوجوانان نابینا تحت نظارت سازمان بهزیستی کشور

عمر ما آنقدر طولانی نیست که مهربانی را به فردا بسپاریم

آدرس: شیراز/باهنرجنوبی/میدان پارسه/پاسارگاد غربی/خیابان صنعتگر/کوچه ۲۷/ پلاک ۱۲۰

کدپستی: ۴۷۱۳۸-۷۱۷۶۸

تلفن: ۸۴۲۴۱۸۸ ۷۱۱ ۰۰۹۸ نمابر: ۸۴۲۴۱۸۱ ۷۱۱
همراه: ۹۱۷۳۱۶۲۱۹۷ ۰۰۹۸

شماره حساب جام ۶۵۱۲۲۱/۸۷

آرشیو

سازمانهاي غير دولتي افراد داراي معلوليت، توانمند سازي یا نيازمند سازي

 

توسط سيد حسين علوي كارشناس ارشد جامعه شناسي 

 دانشگاه شيراز    

 

چكيده:  

 

سازمانهاي غير دولتي افراد داراي معلوليت مي توانند نقش موثري در توانمند سازي اين افراد در زمينه هاي شخصي و اجتماعي, محو وابستگيها و محدوديت هاي اين افراد و پيشبرد موفقيت آميز برنامه هاي مربوط به آنها ايفا نمايند. قابليت اين سازمانها منوط به شناخت و كاربرد صحيح شاخصهاي توانمند سازي سازمانهاي غير دولتي افراد داراي معلوليت از سوي دولت  و خود اين سازمانها در رابطه با اعضاي تحت پوشش خود است.  چرا كه اگر اين شاخصها به خوبي شناخته نشده و در عمل بطور تاثير گذار به كار گرفته نشوند تنها موجب هدر رفتن سرمايه هاي مالي و اجتماعي, افزايش بي نتيجه و گاه مخل سازمانهاي دولتي و غير دولتي با هزينه اي بسيار, سرگرداني افراد داراي معلوليت و سازمانهاي خود گردان آنها, دوباره كاريهاي بيهوده و بالاخره وابسته و نيازمند ساختن هر چه بيشتر افراد داراي معلوليت به جاي توانمند و مستقل ساختن آنها مي شود. 

 

كليد واژه ها:    

سازمانهاي غير دولتي، معلوليت، افراد داراي معلوليت، توانمند سازي.

 

مقدمه

 

جامعه مدنی و فرهنگ و ارکان آن بخش و سهمی اساسی از مطالعات توسعه را به خود اختصاص می دهد. مفهوم و نقش مشارکت همگانی در فرآیند توسعه اجتماعی ،اقتصادی و سیاسی بسیار برجسته شده و کانون بسیاری از تحقیقات حاضر می باشد.اگردر میانه قرن بیستم اصول برنامه های توسعه بر محور برنامه ریزی های کلان دولتی و نوسازی یا( توسعه از بالا ) می گردید در اواخر این قرن محوریت برنامه های توسعه به برنامه ریزی های خرد و فراگیر یا (توسعه از پایین) محول گردید و نقش گروه های اجتماعی و سازمان های غیر دولتی در پیشبرد این برنامه ها بسیار بارز گردید . ((در چند دهه گذشته مشارکت بخش سازمان های غیر دولتی در عرصه های مختلف سیاسی ،اجتماعی و اقتصادی رشد فزاینده ای یافته است.در جهان سیاست سازمان های غیر دولتی توانسته اند نقش مهمی در تحقق جامعه مدنی ایفا کنند.در عرصه های اجتماعی و اقتصادی فارغ بودن سازمانهای غیر دولتی از بروکراسی پیچیده بخش دولتی و منفعت طلبی بخش خصوصی این امکان را فراهم ساخته تا در زمینه هایی چون جنگل داری، محیط زیست ،مبارزه با فقر و گرسنگی ،افزایش آگاهی های عمومی، رفاه و بهداشت جامعه و خانواده و غیره موفق تر از بخش های دولتی و خصوص عمل کند، همچنین در کشو های در حال توسعه نقش سازمان های غیر دولتی، در اجرای برنامه های توسعه مشارکتی و جلب کمک های اعطاء کننده بین المللی ،کمک های مالی اهمیت خاصی به آنها بخشیده است)).(محمدی،1383:ص1).  

 

علاوه بر امتیازاتی که محمدی در خصوص سازمان های غیر دولتی بیان می دارد عوامل حائز اهمیت دیگری که بنای سازمان های غیر دولتی بر آنها استوار است مانند قراردادی بودن فراگیر سیاست ها ،شیوه های عمل و فعالیت ها و عدم وجود نقاط سقل یا کانون های انباشت قدرت موجب کار آمدی  آنها و کاهش خطر انحراف و فسادشان می شود.تشکلهایجامعه ي مدني براساس نوعی توافق و قرارداد میان اعضاء شکل می گیرندو چیز ی بیرون از آن قرارداد بر آن حاکم نیست و تناسب با اهداف اجتماعی به فعالیت می پردازند.(نمازی،1381:ص11).

نکته حائز اهمیت دیگر ادره تعیین سرنوشت گروه های اجتماعی به دست خودشان می باشد که از یک سو موجب می شود تمامی ذخیره های اجتماعی که پیش از این دست نیافتنی و هدر رفته بودند در کانون برنامه های توسعه قرار گیرند و از سوی دیگر از طریق احیا و تقویت اعتماد به نفس و هوویت اجنماعی آنها زیر ساخت های اجتماعی مطمئن تر و نیرومند تری برای کل جامعه ایجاد گردد.

یکی از گروه های اجتماعی که به دلیل محرومیت های اجتماعی و اقتصادی شدیدمورد توجه برنامه های توسعه قرار داشته است افراد دارای ناتوانی یا معلولین می باشد. معلولین و معلولیت در طول تاریخ یکی از زمینه های عمده تبعیض ، محرومیت و نابرابری بوده اند . به طوری که در دوره های تاریخی مختلف و در جوامع گوناگون به حذف ،طرد و یا محروم ساختن این افراد به طور فیزیکی یا اجتماعی ،از حقوق طبیعی و قانونیشان دست زده اند.(کمالی ،1383) .

در قرن نوزدهم و نیمه اول قرن بیستم توجه به معلولین به شکل جدا سازی آنها و نگهداری و  آموزش های محدود در نوان خانه ها، آسایشگاه ها و مدارس استثنایی بوده است اماد ر اواخر قرن بیستم و با تلاش سازمان های غیر دولتی ،ملی و بین المللی ،چرخش عمده ای در نگرش نسبت به معلولیت و برخورد با آن به وجود آمد .معلولیت که تا این زمان یا به عنوان جرم و گناه و یا به عنوان  نقص و عیب خداداد تلقی می گردید به صورت ( محدودیت های فیزیکی ،حسی و ذهنی ) تعریف گردید که ریشه در نارسایی های اجتماعی و اقتصادی دارند .

(در یکی از بررسی های صورت گرفته توسط دبیر کل اجرایی برنامه های جهانی کمک به افراد ناتوان و برنامه  سازمان ملل برای کمک به افراد ناتوان موسوم به ((دهه افراد معلول و ناتوان )) چنین نتیجه گیری شده است که (ناتوانی ) پیوند بسیار نزدیکی با فاکتور های اقتصادی و اجتماعی دارد و شرایط زندگی انسانها در بخش های بزرگی از جهان تا آن حد پیچید ه و دشوار است که ما را وادار می سازد تا در برنامه ریزی های ملی به طور کامل به نیاز های اساسی انسان یعنی غذا-آب-سرپناه ،بهداشت و آموزش توجه داشته باشیم و برنامه های ملی را با توجه به همین نیاز ها شکل دهیم . حتی در کشور هایی که دارای سطح استاندارد و قابل قبول زندگی هستند،نیز افراد دارای ناتوانی و معلولیت از حقوق اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی برابری با سایر افراد جامعه برخوردار نیستند و فرصت های همسان با سایر مردم جامعه در اختیار آنها قرار ندارد.) ( کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل،2003).

(بنابراین تعریف های جدیدی از معلولیت (Disability) و معلولین (Disables) ارائه شد و تلاش فراوانی برای ایجاد تغییر در باور های قالبی نسبت به معلولین و معلولیت انجام گرفت. در این تلاش ها سعی شده است معلولیت نه به عنوان هوویت فرد معلول و تمامیت او بلکه به عنوان یکی از خصوصیات و یا محدودیت هایی که فرع بر شخصیت انسانی او می باشد تعریف شود.

هنوز یک تعریف جامع و پذیرفته شده بین اللمللی از واژه ((ناتوانی ))وجود ندارد.بنابراین با توجه به اهداف این گفتار ، بد نیست نگاهی به رویکرد های اتخاذ شده از سوی قوانین استاندارد 1993بیاندازیم و از مفاد آن با خبر گردیم .در این استاندارد ها آمده است :

((واژه )) ناتوانی بر میگردد به انواع متعددی از محدودیت های کارکردی متفاوت که ممکن است برا ی هر کسی پدید آید ....

افراد ممکن است دچار ناتوانی های جسمی ،ذهنی و حسی شوند و به بیماری های جسمی و ذهنی مبتلا گردند.چنین شرایط ،مشکلات و بیماری هایی با توجه به ماهیت آنها ،به صورت دائمی یا متغیر بروز می کنند.

براساس رویکرد اتخاذ شده از سوی قوانین استاندارد ،در این تفسیر کلی ،از واژه ((افراد دارای ناتوانی ))به مراتب بیش از عبارت ((افراد ناتوان)) استفاده می شود.بنابراین می توان چنین پیشنهاد نمود که عبارت اخیر یعنی افراد ناتوان ممکن است غلط انداز و گمراه کننده باسد و این پندار غلط را در ذهن افراد پدید آورد که افراد ناتوان از نجام دادن کارکرد های یک فرد یا انسان ناتوانند.)

( ( کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل،2003 )).

چنان که ملاحظه  می شود با تبدیل واژه (Disables)به (People With Disability) تلاش شده است تا شخصیت انسانی این افراد مورد تاکید قرار گرفته و از این رو بر یکسانی آنها با دیگر افراد جامعه تاکید شود چرا که وقتی برابری افراد دارای ناتوانی با دیگر اعضاء جامعه مورد تایید قرار گیرد برای این افراد نیز حقوق و شرایطی برابر با دیگران اسباط و در خواست خواهد شد.

در ایران نیز معلولیت و معلول کما بیش سرگذشتی همانند سایر نقاط جهان داشته است .در دوران باستان و حتی دوره های تاریخی نزدیک به ما حذف و طرد معلولین و نگاه جامعه به این افراد به عنوان اشخاص (عاجز)، (ناقص) و یا نیازمند(مستحق) به شدت حاکم بوده است .چنان که در شاهنامه می خوانیم (زال) پدر (رستم) پهلوان نامدار ایران را به گناه موی سپید در بیابان رها می کنند تا طعمه جانوران شود و تا چندی پیش در بسیاری از نقاط کشور پیران و بیماران را از (شهر) بیرون برده و در محلی بنام خرفت خانه رها می کردند تا مزاحم دیگران نباشند .

در فرهنگ ایران (خواه فرهنگ مکتوب و خواه شفاهی ) نمونه های بیشماری از باور های قالبی و اعتقاد ات تبعیض آمیز و نادرست در باره معلولین وجود دارد که موضوع تحقیقات خاصی در داخل و خارج کشور واقع شده است.

به طور کلی طرز نگاه جامعه و فرهنگ ایرانی به معلولیت به عنوان موقعیتی که شخص معلول را به شدت نیازمند می سازد وبرداشت نا صحیح از تاکیرات بسیار دین اسلام بر دستگیری، اطعام و صدقه دادن به نیازمندان از یک سو و سوی دیگر تاکیدات حقیقی و مجازی در شعر و ادب ایرانی در خصوص معلولیت هایی مانند نابینایی به عنوان مفاهیم منفی و بازدارنده و ناتوان کننده موجب شده اند تا فرد معلول مترادف با فرد نیازمند تلقی شده ،متفاوت و مجزا از دیگران تعریف و ارزیابی شود و موجوداتی شناخته شوند که برای تحقق رستگاری دیگران می باید مورد اکران و دستگیری قرار گیرند.

اما با ظهور مردانی مانند ((محمد خزائلی و باغچه بان )) و ایجاد مدارس ویژه آموزش به کودکان معلول از یک سو ،و از سوی دیگر تلاش میسیونر های خارجی مانند کشیش آلمانی ((کریستوفر)) نگرش به معلولیت و معلولین وارد مرحله جدیدی شد و در دهه اخیر اوج گرفتن جنبش اصلاحات و جامعه مدنی در ایران و حمایت دولت خاتمی از سازمان های جامعه مدنی مانند (N.G.O.)ها وضعیت متفاوتی نسبت به گذ شته در خصوص معلولین به وجود آمده است.

به طوری که هم اینک صدها سازمان غیر دولتی در امور مربوط به معلولین به وسیله پا برای این افراد مشغول فعالیت اند.هر چند این نوع سازمان ها بسیار جوان بوده و در ابتدای راه توسعه خویش و گروه های اجتماعی مورد نظر آنها می باشد.دهه 1993-2002که از سوی سازمان ملل متحد به عنوان دهه معلولین در آسیا و اقیانوسیه نامگذاری شد و توجه این سازمان به بهبود وضع معلولین در این کشورها ،موجب ایجاد ساختارها و نهادهای جدیدی در سطح ملی و منطقه ای برای معلولین گردید.

ساختار پدر سالارانه جامعه ایرانی که احساس مسئولیت را همگانی ساخته است ،در موقعیت کنونی که دولت می کوشد ((مشارکت)) و ((مسئولیت پذیری))عمومی را در خصوص معلولین برای تقویت و یاری  افراد دارای ناتوانی به کار گیرد بسیار مثمر ثمر واقع شده است .ایرانیان به طور عام گرایش به ایفای نقش پذیری و پذیرفتن مسئولیت کمک به دیگران را دارند.این امر و وجود دستورات دین اسلام بینشی به کمک به برادران دینی و نیازمندان که اینک در قالب موسسات و سازمانهای خیریه ساخت یافته است بستر بسیار مناسب و توانمندی برای حل مشکلات مردم فراهم می آورد.(صالح پور و ادیب سرشکی ،1383).

 

تعریف سازمان های غیر دولتی

برای سازمان های غیر دولتی تعاریف مختلفی ارائه شده است که اکثرا عناصری مانند ارادی بودن در عضویت و تاسیس، مشارکتی بودن ، غیر انتفاعی بودن و استقلال از دولت رادر بر می گیرد.

یک تشکل داو طلب مردمی در ایران بایستی دارای مشخصات ذیل باشد:

الف- استقلال

  • عدم وابستگی به دولت
  • غیر انتفاعی
  • دوطلبانه و عضو پذیر
  •      پاسخگو به جامعه و نیاز های مردم

بنابراین،تشکل (غیر دولتی) داوطلب مردمی عبارت است از نهادی مستقل ،بدون وابستگی به دولت و غیر سیاسی است که توسط افراد خیر خواه و بشر دوست اداره می شود. اعضای تشکل برای انجام هدفی مشترک و معین گرد هم آمده اند تا خدمات مشخصی را به صورت داوطلبانه و غیر انتفاعی انجام دهندو نسبت به مردمی که بری خدمت به آنها اعلام موجودیت نموده اند ، همراه با احساس مسئولیت پاسخ گو باشند.

 (نمازی ،1381:ص40-41).

بنابراین سه عنصر ارادی بودن،غیر انتفاعی بودن و استقلال درسازمان های دولتی نقش محوری در تشکیل و اداره ساز مان های غیر دولتی دارند،(هر چند در ارائه یک تعریف جامع و مانع برای سازمان های غیر دولتی میان صاحب نظران اختلاف نظر وجود دارد.)

اصطلاح سازمان های غیر دولتی برای اولین بار توسط انجمن های اقتصادی ،اجتماعی سازمان ملل در 27 فوریه1995بکار گرفته شد از آن زمان تا کنون هنوز تعریف جامع و کاملی که مورد قبول اغلب صاحب نظران باشد ارائه نشده است.یکی از اولین مشکلات در این زمینه عدم ثبات در استفاده از اصطلاح مزبور می باشد.در ادبیات این سازمان ها، سه اصطلاح سازمان ها یر دولتی ،سازمان های داطلبانه خصوصی (P.V.O.S) و سازمان های غیر انتفاعی (M.P.O.S)همواره بجای یکدیگر به کار گرفته می شوند.

 

 

طبقه بندی و تاریخچه سازمان های غیر دولتی

 

سازمان های غیر دولتی با در نظر گرفتن اهداف،حوزه فعالیت ،حجم و غیره... به گونه های متفاوتی طبقه بندی شده و مورد بررسی تاریخی قرار می گیرد.

انجمنهای داوطلبانه تا کنون از زوایای مختلفی دسته بندی شده اند:

• بر اساس گستره عمل در پیرامون خود ،به اشکال محلی،ملی ،منطقه ای و بین المللی تقسیم شده اند.

•از نظر سابقه تاریخی به دو شکل مدرن و سنتی تقسیم شده اند

• از نظر کارکردی به هشت دسته تقسیم شده اند:اقتصادی-تجاری سیاسی-امنیتی،وطن پرستانه،فرهنگی-آموزشی،مذهبی،قومی،رفاهی  تفریحی و امور عمومی.

•از نظر سود آوری به دو دسته  انتفاعی و غیر انتفاعی دسته بندی میشوند.

•از نظر نقش نیرو های داو طلب به دو دسته ،حداقل نقش (غیر مشارکتی ) و حداکثر نقش(مشارکتی)تقسیم میشوند.

•از نظر درگیری با واقعیت اجتماعی به سه حالت خرد و ،میانه و کلام تقسیم می شوند.

در ایران از اصطلاح انجمن های داوطلبانه کمتر استفاده میشودو اصطلاح سازمان های غیر دولتی متداول تر است.(سرایی ،قاسمی:1381ص29).

 

معلولین و سازمان های غیر دولتی ،بخش سوم

       

يكي از گروه هاي اجتماعي كه به دليل مشكلات و نيازمنديهاي مشترك و ملموس اقدام به تشكيل NGOنموده و از اين طريق سعي داشته تا خود مسائل و امور مربوط به خود را اداره نمايند معلولين هستند. معلولين به دليل نقص عضو همواره با مسائل و محدوديتهايي چند در زمينه ي فعاليت فردي و اجتماعي رو به رو بوده اند و معلوليت ايشان موانع و مشكلات بسيار در راه بهره مندي از مواهب طبيعي و موقعيتهاي اجتماعي براي آنها ايجاد نموده است.

 ضمن آنكه افراد و نهادهاي مرتبط با اين گروه نيز به طور غير مستقيم يا دست دوم تحت تأثير اين مشكلات قرار ميگيرند.

تحقيقات نشان ميدهد كه زماني كه معلولين در گروه هاي اجتماعي متشكل ميشوند به واسطه ي ايجاد حّس همدلي و خودآگاهي جمعي آستانه ي تحمل در ايشان بالا رفته و احساس اميدواري و توانمندي ايشان افزايش مييابد.(کمالی،1383).

اولين سازمانهاي غير دولتي معلولين در نيمه ي اول قرن بيستم در اروپا تشكيل شدند. هرچند پيش از آن در قرن نوزدهم در بخش آموزش و بهداشت و پزشكي مؤسسات خيريه فعاليت داشتند اما اين مؤسسات عمدتاً توسط يك يا چند فرد خير تأسيس شده و خود معلولين نقش اساسي در اداره ي آنها نداشتند.

 اين نوع مؤسسات را كه هم اينك نيز انواع مختلف آن در زمينه هاي گوناگون در امور مربوط به معلولين فعاليت دارند را اصطلاحاً (سازمانهاي غير دولتي براي معلولين) مينامند; در مقابل سازمانهايي كه توسط خود معلولين تشكيل و اداره ميشوند (سازمانهاي غير دولتي از آنِ معلولين) ناميده ميشوند. شايد بتوان اولين سازمانهاي غير دولتي معلولين را كه از نوع سازمانهاي غير دولتياز آن معلولين است، را سازمان نابينايان اسپانيا دانست كه در زمان فرانكو و با واگذاري حق فروش بليطهاي لاتاري به آنها براي كمك به امرار معاش و حل مشكل اشتغال آنها تشكيل شد.

 اين سازمانهاي غير دولتي هم اينك قدرتمندترين و بزرگترين سازمانهاي غير دولتي معلولين در جهان است كه در بخشهاي اقتصادي، سرمايه گذاريهاي بين المللي داشته و در امور سياسي اسپانيا نقش عمده اي ايفا ميكند. از آن پس و به ويژه در نيمه ي دوم قرن بيستم سازمانهاي غير دولتي معلولين رو به افزايش و گسترش نهادند. اين سازمانهاي غير دولتي كه ابتدا بيشتر در امور بهداشتي و آموزشي فعاليت ميكردند حوزه فعاليت خود را گسترش داده و از جمله در حوزه ي قانونگذاري موفق به طرح و تصويب قوانين ملي و بين المللي براي حمايت از معلولين و مشاركت آنها در عرصه هاي اجتماعي شدند.

 (صالح پور و ادیب سرشکی ،1383) .

 در ايران سازمانهاي غير دولتي معلولين ابتدا از سوي ميسيونرهاي مسيحي و از نوع سازمانهاي غير دولتي براي معلولين،تشكيل شدند. مانند خیریه های در تهران و تبریزو آموزشگاه كريستوفر در اصفهان که توسط يك كشيش مسيحي براي حمايت از نابينايان و آموزش و معالجه ي آنها تأسيس شد. نمونه هايي از اين مؤسسات آموزشي-پزشكي  خيريه كه در اصل براي تبليغ مسيحيت ايجاد ميشدند در اوايل قرن حاضر شمسي و در جريان جنگ جهاني  دوم و بعد از آن تأسيس شدند. سازمانهاي غير دولتي نوع دوم يعني سازمانهاي غير دولتي از آن معلولين در ايران سابقه ي چندان طولاني نداشته و از  سالهاي اول انقلاب اسلامي آغاز ميشود; مهمترين آنها جامعه ي معلولين جسمي-حركتي ايران تأسيس در سال 1357 است كه  نمونه اي براي ديگر گروه هاي معلولين و سازمانهاي غير دولتي آنان گرديد.

نكته ي قابل توجه در خصوص سازمانهاي غير دولتي به طور عام و سازمانهاي غير دولتي معلولين به طور خاص اين است كه با توجه به نو بودن اين پديده در ايران و اساسا نو بودن مفاهيم و اركان جامعه ي مدني در ايران، اين اركان هنوز در كشور ما به خوبي قوام نيافته و  تمامي  ويژگيها و عناصري كه يك سازمان غير دولتي ميبايد در بر گيرد در آنها وجود ندارد لذا آنچه در ايران به عنوان سازمانهاي غير دولتي وجود دارد معمولاً يا يك سازمانهاي غير دولتي سازمان يافته از سوي دولت (Governmental Organized , GO)است و يا نظامي كه تحت نظارت يا هدايت و مديريت بخشهايي از دولت عمل ميكند.(نمازی،1381:ص11-13).

 

تلاش های سازمانهای بین المللی نظیر سازمان ملل در جهت تقویت سازمان های غیر دولتی (N.G.O.) و (خود –فرما)ی معلولین قرار گرفت لذا این سازمان دهه 1982-1992را دهه سازمان ملل و معلولیت نامیدو دولتها را ملزم دانست تا در راه ایجاد فرهنگ ،حمایت ها و امکانات مناسب برای توسعه تقویت تشکل های معلولین و بهبود زندگی افراد دارای معلولیت بکوشند.

سازمان ملل با تشکیل کمیته های ویژه بررسی و حل مشکلات افراد دارای معلولیت مانند( کمیته ویژه امور معلولین) ، ( Ad Hoc Comitee) و اسکاپ (ESCAP) ،و ارئه گزارشهای تحقیقی این بخش ها در مجامع عمومی خود ( 1983-2004) و برگزاری همایش ها و اجلاس های بین المللی و انجام پیمایش ها سعی نمود ه تا اهمیت وضرورت رسیدگی به افراد دارای معلولیت را آشکار ساخته و دولتهای عضو را مشتاق ،متعهد،و ملزم به تلاش بی وقفه برای حل مشکلات مبتلا به این افراد و سازمان های آنها که طبق آمار سازمان ملل ده درصد از جمعیت جهان یعنی در حدود ششصدو پنجاه میلیون نفر را شامل می شوند نماید.هر چندعلی رقم تلاش های سازمان ملل طی دهه اول معلولین (1982-1992)،دهه دوم معلولین آسیا و اقیانوسیه (1992-2002)،و دهه سوم معلولین قاره آفریقا (2002-2012)،و ارائه خط مش ها ،استراتژی ها و برنامه های کاربردی به دولتها در خصوص توانمند سازی افراد دارای معلولیت ،کماکان  در بسیاری از کشور ها فعالیت جدی و سرمایه گذاری جدی برای توسعهزندگی فردی و اجتماعی افراد دارای معلولیت صورت نگرفته و یا به صورت بسیار ناقص و یا نادرست انجام شده اسنت که خود این امر در مشکلات معلولین دامن می زند .

تعریف معلولیت

 معلولیت معادل واژه (Disability)است که گاه مترادف با واژه هایی مانند(Impirimity)به معنی اختلال و واژه (Handicip)به معنی نیاز مندی بکار میرود.بسیاری این ترادف معنی را قبول نداشته و تعاریف متفاوتی از این سه اصطلاح ارائه نموده اند.

در سال 1990 سازمان بهداشت جهانی طبقه بندی جهانی اختلالات ،معلولیت و نیازمندی را مشخص ساخت .این گونه تعریف بسیار مهم بود چرا که چرخشی را از دیدگاه سنتی مبتنی بر یکی دانستن معلول ،بیمار و نیازمند به سوی تفکیک این سه گروه یا مفهوم نشان می داد.طبق این طبقه بندی معلولین افرادی هستند که جامعه آنها را معلول ساخته است در صورتی که بیماران یا نیازمندان بیشتر دچار عوارض طبیعی ،محیطی یا فردی هستند ،معلولیت بر اثر نگرش منفی جامعه به افراد دارای مشکلات جسمی برای این افراد به وجود آمده است و به عنوان یک برچسب اجتماعی و فرهنگی تلقی می شود که منجر ب محرومیت این گروه از بسیاری از حقوق خویش شده است و آنها را ناتوان می سازد))(ماسن ،1999).

 

اهمیت محوری توجه بین المللی به حقوق اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی افراد دارای معلولیت (جسمی ،ذهن و حسی)برای جامعه بین المللی مسلم تر گردیده است.

(در یکی از بررسی های صورت گرفته توسط دبیر کل اجرایی برنامه های جهانی کمک به افراد ناتوان و برناه سازمان ملل برای کمک به افراد ناتوان موسوم به ((دهه افراد معلول و ناتوان )) چنن نتیجه گیری شده است که (ناتوانی ) پیوند بسیار نزدیکی با فاکتور های اقتصادی و اجتماعی دارد و شرایط زندگی انسانها در بخش های بزرگی از جهان تا آن حد پیچید و دشوار است که ما را وادار می سازد تا در برنامه ریزی های ملی به طور کامل به نیاز های اساسی انسان یعنی غذا-آب-سرپناه ،بهداشت و آموزش توجه داشته باشیم و برنامه های ملی را با توجه به همین نیاز ها شکل دهیم . حتی در کشور هایی که دارای سطح استاندارد و قابل قبول زندگی هستند،نیز افراد دارای ناتوانی و معلولیت از حقوق اقتصادی ،اجتماعی و فرهنگی برابری با س