یاوران شب چراغ شیرازثبت :۸۴۸

نا بینایی ناتوانی نیست

وب سایت رسمی موسسه خیریه حمایت از کودکان
ونوجوانان نابینا تحت نظارت سازمان بهزیستی کشور

عمر ما آنقدر طولانی نیست که مهربانی را به فردا بسپاریم

آدرس: شیراز/باهنرجنوبی/میدان پارسه/پاسارگاد غربی/خیابان صنعتگر/کوچه ۲۷/ پلاک ۱۲۰

کدپستی: ۴۷۱۳۸-۷۱۷۶۸

تلفن: ۸۴۲۴۱۸۸ ۷۱۱ ۰۰۹۸ نمابر: ۸۴۲۴۱۸۱ ۷۱۱
همراه: ۹۱۷۳۱۶۲۱۹۷ ۰۰۹۸

شماره حساب جام ۶۵۱۲۲۱/۸۷

آرشیو

علل پرخاشگري در كودكان


علل پرخاشگري در کودکان و راههاي درمان آن ۱

پرخاشگري وسيله اي رفتاري است در جهت رسيدن به هدفي؛ پرخاشگري خصمانه رفتاري است در جهت آسيب رساندن به ديگران ، بيشتر پرخاشگري هاي بين کودکان کوچک از نوع «وسيله اي» است
اين نوع پرخاشگري به خاطر متعلقات است. کودکان از يکديگر اسباب بازي مي قاپند، يکديگر را هل مي دهند تا به اسباب بازي که مي خواهند بازي کنند دست يابند. به ندرت اتفاق مي افتد که کودکان بخواهند به کسي آسيب برسانند يا از روي عصبانيت دست به پرخاشگري بزنند
پرخاشگري را بايد از جرئت ورزي متمايز دانست. جرئت ورزي، دفاع از حقوق يا متعلقات (مانند ممانعت کودک از اين که کسي به اسباب بازي اش دست بزند) يا بيان اميال و آرزوها را بر مي گيرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر مي دانند، در صورتي که کسي که از حق خود دفاع مي کند با جرئت است نه پرخاشگر
تغييرات رشدي
کودکان در ۱۲ ماهگي وقتي با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسيله اي مي کنند يعني رفتار پرخاشگرانه آنان غالباً به خاطر اسباب بازي و متعلقات ديگر است و در ارتباط با همسالان ابراز مي شود. کودکان گاهي اوقات به والدين و کودکان بزرگتر حمله ور مي شوند، ولي اين گونه پرخاشگري در مقايسه با پرخاشگري با همسالان، نسبتاً نادر است. کودکان همچنان که به سال هاي پيش از مدرسه و مدرسه نزديک مي شوند، کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه مي زنند و در نوع پرخاشگري آنان هم تغييراتي ايجاد مي شود. يعني وقتي که پرخاشگري ابراز مي شود غالباً خصمانه است و کمتر «وسيله اي» است. به اين معنا که کودکان براي به دست آوردن هدف هاي وسيله اي کمتر مستقيماً از حربه هاي جسماني استفاده مي کنند؛ ولي وقتي که به کسي حمله لفظي يا بدني مي کنند بيشتر امکان دارد که با قصدي خصمانه اين کار را کرده باشند
پرخاشگري لفظي، دست کم در سال هاي قبل از مدرسه افزايش مي يابد
ثبات پرخاشگري
هرچند که سطح پرخاشگري کودکان از موقعيتي به موقعيت ديگر فرق مي کند ولي کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرق دارند. کودکاني که در سال هاي اوليه به شدت پرخاشگرند به احتمال زياد در جواني و بزرگسالي هم پرخاشگر خواهند بود و کودکاني که پرخاشگر نيستند به احتمال زياد در بزرگسالي هم پرخاشگرنخواهند بود
بعضي از مطالعات نشان مي دهد که ثبات پرخاشگري دخترها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند تحقيق ديگر نشان داده است که دخترها و پسرها از اين لحاظ تفاوتي ندارند. البته کودکان به هنگامي که با وقايع تنش زا مثل جدايي پدر و مادر يا به دنيا آمدن کودکي جديد رو به رو مي شوند بيشتر پرخاشگر مي شوند، ولي پرخاشگري شديد که بيش از چند ماه به طول انجامد غالباً حاکي از تداوم داشتن اين الگوي رفتار است. پرخاشگري در حد معمول کمتر جاي نگراني دارد. به خصوص در سال هاي پيش از مدرسه شايد اين اندازه پرخاشگري صرفاً نشان دهنده اين باشد که کودک مي خواهد انواع مختلف کنش متقابل اجتماعي را داشته باشد.
ادراک مقاصد ديگران و رفتار پرخاشگرانه
کودکان در مورد پرخاشگري ديگران برحسب اين که آن را عمدي يا تصادفي بدانند قضاوت هاي متفاوتي مي کنند. تحقيقي که پسرهاي بسيار پرخاشگر را با پسرهاي غير پرخاشگر مقايسه مي کند نشان مي دهد که پسرهاي پرخاشگر احتمالاً از مقاصد ديگران، درکي متفاوت از پسرهاي غير پرخاشگر دارند. براساس درجه بندي معلمان و همسالان تعدادي از پسرها در کلاس هاي دوم، چهارم، ششم به عنوان بسيار پرخاشگر يا غير پرخاشگر طبقه بندي شدند. سپس اين عده در موقعيتي آزمايشي مشاهده شدند که به آنان براي جور کردن قطعات پازل جايزه اي تعلق مي گرفت. قرار بر اين شد که وقتي که قسمتي از پازل کامل شد پسر بچه ديگري ( که همدست آزمايشگر) بود آن را به هم بزند. در حالت اول، پسر بچه آن را عمداً به هم زد؛ در حالت دوم، طوري به هم زد که تصادفي جلوه کند و در حالت سوم انگيزه هاي پسر بچه مبهم بود. کودکان مورد آزمايش اين امکان را داشتند که با خراب کردن پازل اين کودک «تلافي» کنند. کودکان پرخاشگر و غير پرخاشگر وقتي که احساس کردند که اين کودک عمداً خرابکاري کرده تلافي کردند و وقتي که ديدند عملش غيرعمدي بوده تلافي نکردند، ولي واکنش آنان به انگيزه هاي مبهم اين کودک بدين ترتيب بود که پسر بچه هاي پرخاشگر تلافي کردند و طوري واکنش نشان دادند که گويي اين کودک عمداً اين کار را کرده است. کودکان غير پرخاشگر تلافي نکردند و طوري عمل کردند که گويي اعمال او غيرعمدي بوده است.
تفاوت هاي جنسيتي
پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. اين تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقريباً در همه سنين و نيز در غالب حيوانات ديده مي شود. پسرهابيش از دخترها پرخاشگري بدني و لفظي دارند. از سال دوم زندگي اين تفاوت ها آشکار مي شود. براساس مطالعات مشاهده اي در مورد کودکان نوپاي بين سنين ۱ تا ۲ سال تفاوت هاي جنسيتي از لحاظ تعداد پرخاشگري بعد از ۱۸ ماهگي ظاهر مي شود و قبل از آن اثري از آن نيست. پسرها به خصوص وقتي که به آنان حمله مي شود يا کسي مزاحم کارهايشان مي شود تلافي مي کنند. در يک مطالعه مشاهده اي در مورد کودکان پيش از مدرسه پسرها فقط اندکي بيش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولي دو برابر دخترها تلافي کردند. شايد اين که پسربچه بالقوه پرخاشگر است يا مي تواند آن را بياموزد علتي فيزيولوژيک داشته باشد. براي مثال پسران ۱ تا ۳ ساله در کلاس هاي پيش از دبستان از طرف بزرگسالان و همسالان بيش از دخترها به خاطر پرخاشگري مورد توجه قرار گرفتند. اين توجه گاهي مثبت بود ( لبخند زدن، ملحق شدن به بازي کودکان) و گاهي تا حدودي منفي ( متوقف کردن کودک يا سر کودک را با چيزي گرم کردن). توجه نشان دادن به رفتار کودک، به هر نحوي که باشد، بيش از بي توجهي به آن باعث تشويق رفتار مي شود.
الگوي خانواده و پرخاشگري
والدين کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معيارها خشونت دارند و پرخاشگرند. يکي از پيچيده ترين و جامع ترين روش هايي که براي درک پرخاشگري در خانواده به کار رفته تحقيق «جرالد پاترسون» و همکارانش در مرکز يادگيري اجتماعي «شهر اورگون» بوده است. آنان براي مطالعه الگوهاي کنش متقابل خانوادگي در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاري کودکان مشاهدات مستقيمي انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هايي بودند که به دليل مشکلات رفتاري مثل پرخاشگري، دزدي و ساير رفتارهاي ضداجتماعي فرزند يا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند.
وقتي که واکنش خشونت آميزي بروز مي کند ساير اعضاي خانواده کاري مي کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه مي شوند. براي مثال، برادري بر سر خواهرش فرياد مي زند، خواهر بر سر او فرياد مي زند و ناسزايي به او مي گويد. در اين موقع برادرش او را کتک مي زند و اين ماجرا ادامه مي يابد. تمام اين ها نشان مي دهد که والدين مي توانند در پاداش دادن و تنبيه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتي داشته باشند و با استفاده از راه هاي مؤثر بدون اين که با تنبيه شديد همراه باشد پرخاشگري کودکان را کنترل کنند و بازآموزي کودکان در دوراني نسبتاً کوتاه ميسراست.
در آخر بايد گفت تلويزيون نيز منبع ديگري است که کودکان به خصوص پسرها از طريق آن رفتار پرخاشگرانه را مي آموزند.به طور مثال: خشونت از ارزش هاي آمريکايي تلقي مي شود، پرخاشگري به عنوان يکي از وسايل رسيدن به هدف تشويق مي شود. در برنامه هاي تلويزيوني که يکي از وسايل انتقال چنين ارزش هاي اجتماعي به کودکان است، به طور متوسط در هر ساعت پنج يا شش بار خشونت بدني نمايش داده مي شود، رفتار پرخاشگرانه شخصيت هاي تلويزيوني غالباً تقويت مي شود: قهرمان اين برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمان ها. در مطالعه اي کودکان چهار ساله به هنگام بازي آزاد در مهدکودک به مدت سه هفته مورد مشاهده قرار گرفتند و از لحاظ رفتار پرخاشگرانه به دو گروه بالاي متوسط و زير متوسط طبقه بندي شدند. سپس در طول چهار هفته بعد، کودکان به گروه هايي تقسيم شدند که در مهدکودک به مدت تقريباً نيم ساعت برنامه پرخاشگرانه مثل «بت من» و «سوپرمن» يا فيلم هاي معمولي و يا برنامه هاي جامعه پسند مي ديدند. کودکاني که از اول از لحاظ پرخاشگري در حد بالاي متوسط بودند در مدت بازي آزاد و بعد از ديدن برنامه پرخاشگرانه، از خود پرخاشگري بيشتري نشان دادند تا کودکان مشابهي که برنامه هاي معمولي را ديده بودند. دو گروه از کودکاني که از لحاظ پرخاشگري زير متوسط بودند و هر کدام يکي از اين برنامه ها را ديده بودند واکنششان با هم فرقي نداشت. اين الگوهاي رفتاري تا دو هفته بعد از پايان گرفتن تماشاي اين برنامه ها هم چنان ادامه داشت.
کودکاني که مستعد پرخاشگري هستند با ديدن خشونت از تلويزيون پرخاشگرتر مي شوند.
نحوه کنترل عصبانيت در کودکان
خواه چهار ساله يا چهل ساله ، همه ما بارها عصباني شده ايم. اما فردي که در طول زندگي نياموزد چگونه بر خشم خود مسلط شود ، روابط را خدشه دار و دوستان و اطرافيان را آزرده خاطر مي سازد.
خصيصــــه هاي ذاتـــــــــي
مواقعي که فرد عصباني مي شود، ميزان عصبانيت او را غالباً شخصيت او معين مي کند. حالات فوق العاده حساس ، سرکش ، بي دقت، پرتحرک يا پرخاشگر بودن مي تواند بخش رشد يافته اي از يک شخصيت سالم و يا در نهايت يک مبارزه جو باشد. نکته مهم اين است که با پي بردن به ضعف رفتاري فرزندتان مي توانيد پرخاشگري ها را به نقاط قوت تبديل کنيد. وقتي که کودک عصبي در مورد چيزهايي عصباني مي شود که دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهي ندارد ، در اين صورت شما نيازبه زمان بيشتري داريد تا جايگزين هايي را به جاي عصبانيت به او بياموزيد
مــــراحل رشـــد
زماني که کودک در مرحله رشد فيزيکي يا اجتماعي قرار دارد زمينه بيشتري براي پرخاشگري و عصبانيت در او ايجاد مي شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتي دارند. وقتي به کودک خود که به کاسه توت فرنگي دست درازي کرده، مي گوييد:” الان اجازه خوردن آنها را نداري”، عصباني مي شود. ولي فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دليل اين که او صبر و بردباري را در خود پرورانده است
جنسيــــت:
به طور کلي، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز مي کنند و شايد يک توجيه فرهنگي براي آن وجود داشته باشد. به احتمال زياد والدين و مربيان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشي مي کنند در صورتي که گريه رنجورانه يک دختر عصباني مورد قبول آنهاست. اما کودکان در هر دو جنس نياز به يادگيري کنترل خشم دارند


زندگــــــي خانوادگــــــي
به طور کلي ناراحتي يک کودک به دليل جدايي والدين ، بيماري ، مرگ ، تولد خواهر يا برادر، تغيير منزل و يا ديگر اتفاق هاي مهم زندگي ، اغلب در او پنهان مي ماند و با بروز عصبانيت و پرخاشگري به کودک آسيب مي رساند. زيرا او احساس مي کند مورد آزار و اذيت واقع شده و سعي مي کند اين احساس را منتقل کند. اگر کودک لطيفه اي براي مهار کردن موقعيت حاد روحي بگويد و يا کوله پشتي برادرش را پرت کند ، به هر حال اين رفتارها به ميزان زيادي به الگوي رفتاري خانواده اش بستگي دارد. مخصوصاً اين رفتارها در خانواده هايي شايع است که خشم، داد و فرياد و پرخاشگري هايي مثل ” به هم زدن در” در آنها مشاهده مي شود. در بيشتر خانواده هايي که در مقابل احساسات ، اتفاقات و هيجانات ناآرام و سرکوبگر هستند، الگوي ديگري وجود دارد. ” الگوي کودکان رفتارهايي است که آنها در اطرافشان مي بينند.”
با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنيم
امروزه‌ بسياري‌ از خانواده‌ها از خشونت‌ و پرخاشگري‌ فرزندان‌ خود شکايت‌ دارند. آنها تمايل‌ دارند که‌ علت‌ اين‌ رفتارها را بدانند و راه‌هاي‌ پيشگيري‌ و اصلاح‌ رفتار را در اين‌ زمينه‌ به‌ کار گيرند. در اين‌ نوشتار به‌ تعريف‌ رفتار پرخاشگرانه‌ پرداخته‌ مي ‌شود، انواع‌ آن‌ بيان‌ مي ‌گردد و راه‌هاي‌ مناسب‌ مقابله‌ با پرخاشگري‌ مورد بررسي‌ قرار مي ‌گيرد
انواع پرخاشگري‌
پرخاشگري‌ يک‌ نوع‌ رفتاري‌ است‌ که‌ از خشم‌ و عصبانيت‌ نشأت‌ مي ‌گيرد.اين‌ رفتار را مي ‌توان‌ به‌ دو گروه‌ تقسيم‌ بندي‌ کرد:
پرخاشگري‌ خصمانه:
 رفتاري‌ است‌ که‌ به‌ منظور صدمه‌ و آزار رساندن‌ به‌ ديگري‌ يا ديگران‌ ابراز مي ‌شود؛ و هدف‌ در آن‌ صرفاً آزار رساندن‌ است. مثلاً کودکي‌ کودک‌ ديگر را مي ‌زند و يا در مدارس‌ ديده‌ مي‌ شود که‌ زنگ‌هاي‌ تفريح، کودکان‌ در حياط‌ مدرسه‌ بعضاً به‌ کتک ‌کاري‌ مي ‌پردازند
پرخاشگري‌ وسيله‌ اي
 رفتاري‌ است‌ که‌ فرد به‌ وسيله‌ آن‌ خواستار به‌ دست ‌آوردن‌ هدفي‌ ديگر است‌ و ابداً قصد حمله‌ به‌ ديگران‌ يا اذيت‌ کردن‌ آنها را ندارد. البته‌ در اين‌ ميان‌ ممکن‌ است‌ لطمه‌ اي‌ نيز به‌ کسي‌ وارد شود. مثلاً کودکي‌ بزهکار کيف‌ خانمي‌ را مي ‌ربايد تا به‌ اين‌ وسيله‌ مورد تشويق‌ و تأييد گروه‌ همسالان‌ قرار گيرد
ممکن‌ است‌ پرخاشگري‌ جنبه‌ انتقام‌ گيري‌ نيز داشته‌ باشد. يعني‌ کودکي‌ که‌ مورد اذيت‌ و آزار قرار گرفته‌ و نتوانسته‌ خشم‌ خود را ابراز کند، اکنون‌ با پرخاشگري‌ به‌ کاهش‌ اضطراب‌ خود مي ‌پردازد. در اين‌ جا پرخاشگري‌ وسيله‌ اي‌ است‌ که‌ کودک‌ با توسل‌ به‌ آن‌ مي ‌خواهد به‌ هدف‌ خود يعني‌ کاهش‌ اضطراب‌ دست‌ يابد
جهت‌ پرخاشگري‌ ممکن‌ است‌ به‌ يکي‌ از اين‌ دو صورت‌ باشد
الف) پرخاشگري‌ دروني‌
ب) پرخاشگري‌ بيروني‌
چنانچه‌ جهت‌ پرخاشگري‌ به‌ طرف‌ درون‌ باشد، کودک‌ خشم‌ را به‌ درون‌ خود مي ‌افکند و دچار خشم‌ فرو خورده‌ مي‌ شود. پيامد چنين‌ عملي‌ مي‌ تواند افسردگي‌ نيز باشد. کودکان افسرده  در واقع‌ از دست‌ خودشان‌ عصباني‌ هستند
خشم‌ دروني‌ عصبانيت ‌ و نارضايتي‌ از خود را به‌ وجود مي ‌آورد
خشم‌ بيروني؛ کودک‌ ممکن‌ است‌ خشم‌ خود را به‌ صورت‌ رفتارهايي‌ از قبيل‌ فرياد کشيدن، پا به‌ زمين‌ کوبيدن‌ يا پرتاب ‌کردن‌ اشيا بروز دهد
علل‌ خشونت‌ و پرخاشگري‌ در کودکان‌
 الگوپذيري‌ کودکان‌ از والدين
يکي‌ از دلايل‌ بسيار مهم‌ پرخاشگري‌ در کودکان‌ يادگيري‌ است. يعني‌ کودکاني‌ که‌ الگوهاي‌ رفتاري‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌ اند، همانند الگوهاي‌ خود رفتار مي ‌کنند. چنانچه‌ پدر يا مادري‌ خلق ‌و خويي‌ عصباني‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نيز پرخاشگر خواهد شد. اين‌ رفتار توسط‌ کودک‌ ياد گرفته‌ مي ‌شود. از آنجا که‌ کودکان‌ با والدين‌ همانند سازي‌ مي ‌کنند، بنابراين‌ بسياري‌ از رفتارهاي‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فرا گرفته‌ مي ‌شود. توضيح‌ اين‌ که‌ فرايند همانند سازي‌ کاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ مي ‌پذيرد
نکته‌ ديگر اين‌ که‌ حتماً لازم‌ نيست‌ والدين‌ با خودِ کودک‌ پرخاشگري‌ کرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهاي‌ خشونت ‌بار پدر و مادر با افراد ديگر نيز باشد، اين‌ گونه‌ رفتار را فرامي‌ گيرد. بنابراين‌ کودکان‌ از طريق‌ مشاهده، رفتارهاي‌ والدين‌ را مي ‌آموزند.
بر اين‌ نکته‌ مي توان تأکيد کرد‌ که‌ کودکان‌ با چشمان‌ خود مي ‌آموزند؛ يعني‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ مي ‌کنند، ياد مي ‌گيرند؛ حتي‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقيم‌ در مورد خود آنها صورت‌ نگيرد
ناکامي
ناکامي ‌ يکي‌ از مسائلي‌ است‌ که‌ به‌ پرخاشگري‌ مي‌ انجامد. وقتي‌ کودک‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نيابد و ناکام‌ شود، يکي‌ از رفتارهايي‌ که‌ از او سر مي‌ زند پرخاشگري‌ است
 اضطراب‌‌
کودکان‌ مضطرب‌ نمي ‌توانند کودکان‌ آرامي‌ باشند. آنها رفتارهايي‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز مي ‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشيمان‌ مي ‌شوند و از والدين‌ خود عذرخواهي‌ مي‌ کنند. اگر از کودک‌ مضطرب‌ بپرسيم‌ که‌ چرا پرخاش‌ مي‌ کني‌ و عصباني‌ هستي؛ خواهد گفت‌ نمي‌ دانم.؛ يا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نيست.
 تضادهاي‌ دروني
گاهي‌ کودکان‌ در دوگانگي‌ و تضادهاي‌ دروني‌ قرار مي‌ گيرند. يا بهتر بگوييم، گاهي‌ بر سر دو راهي‌هايي‌ گير مي ‌کنند و نمي‌ دانند کدام‌ راه‌ را انتخاب‌ کنند؛ و اين‌ حالت‌ آنها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ مي ‌کند. مثلاً کودکي‌ که‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفي‌ وقتي‌ مي ‌بيند تمام‌ کودکان‌ به‌ مدرسه‌ مي‌ روند، همزمان‌ تمايل‌ به‌ مدرسه ‌رفتن‌ نيز دارد، دچار دوگانگي‌ مي ‌شود. به‌ کودکان‌ خود کمک‌ کنيم‌ که‌ در دو راهي‌هاي‌ زندگي، مدتي‌ طولاني‌ قرار نگيرند. آنها بايستي‌ به ‌سرعت‌ و با دقت‌ درست ‌ترين‌ کار را انجام‌ دهند
افسردگي
پرخاشگري‌ و کج خلقي  در کودکان‌ چنانچه‌ با علامت‌هاي‌ ديگر همراه‌ باشد، مي ‌تواند نشانه ‌اي‌ از افسردگي‌ باشد که‌ در اين‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرايط‌ زندگي‌ کودک‌ تمام‌ و کمال‌ مورد بررسي‌ قرار گيرد
 مصرف‌ دارو
بعضي‌ از بيماري‌ها به‌ مصرف‌ دارو نياز دارد و ممکن‌ است‌ از عوارض‌ جانبي‌ داروها کج ‌خلقي‌ و رفتارهايي‌ باشد که‌ خشونت‌ را برمي‌ انگيزند
 خشونت‌
گاهي‌ کودکان‌ در مدرسه‌ قرباني‌ خشونت‌ مي ‌شوند؛ و اين‌ قرباني‌ شدن‌ باعث‌ مي ‌شود که‌ خود آنها نيز عامل‌ خشونت‌ شوند
عواملي‌ که‌ به‌ خشونت‌ در مدرسه‌ مي ‌انجامند، عبارت اند از
-وقتي‌ کودکي‌ توسط‌ دانش‌ آموزان‌ ديگر مورد تمسخر قرار گيرد
 وقتي‌ کودکي‌ توسط‌ دانش ‌آموزان‌ ديگر کتک‌ بخورد و قادر به‌ دفاع‌ از خود نباشد
وقتي‌ کودکي‌ هميشه‌ از مشاجرات‌ فرار مي‌ کند و حتي‌ در مواقعي‌ به‌ گريه‌ متوسل‌ مي ‌شود
- وقتي‌ کودکي‌ مرتب‌ اشيا، وسايل‌ و پول‌ خود را گم‌ مي ‌کند
 وقتي‌ کودک‌ از لحاظ‌ ظاهري‌ (پارگي‌ لباس‌ و يا نامناسب ‌بودن‌ آن) مورد تمسخر قرار مي‌ گيرد
 خجالتي ‌بودن‌ و سکوت‌ مکرر در کلاس
 افت‌ تحصيلي، افسردگي‌ و ناراحت ‌بودن
اين‌ عوامل‌ کودک‌ را قرباني‌ خشونت‌ ديگران‌ مي ‌کند و خود کودک‌ نيز عامل‌ خشونت‌ مي ‌شود و رفتارهاي‌ پرخاشگرانه‌ از او سر خواهد زد
براي‌ درمان‌ پرخاشگري‌ در کودکان‌ اولين‌ گام‌ اين‌ است‌ که‌ نوع‌ پرخاشگري‌ آنها و علت‌ آن‌ را براساس‌ توضيحاتي‌ که‌ ارائه‌ شد شناسايي‌ کنيم؛ و پرخاشگري‌ را به‌ صورت‌ موردي‌ برطرف‌ نماييم
 در مورد کودک‌ پرخاشگري‌ که‌ الگو پذيري‌ عامل‌ اين‌ گونه‌ رفتار او بوده، بايد روي‌ الگوي‌ کودک‌ کار کرد و راه‌هاي‌ ديگري‌ جز پرخاشگري‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت
 اگر پرخاشگري‌ در اثر ناکامي‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بايستي‌ کودک‌ ناکام‌ را در رسيدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتني‌ کمک‌ کنيم
 در مواردي‌ که‌ علت‌ پرخاشگري‌ اضطراب‌ است، بايد از نگراني‌ دروني‌ و اضطراب‌ کودک‌ مطلع‌ شويم
ورزش ‌کردن‌ براي‌ اين‌ کودکان‌ بسيار مؤثر است‌ و باعث‌ تخليه‌ هيجاني‌ مي‌ شود
 در کشمکش‌هاي‌ دروني‌ بايستي‌ کودک‌ را از حالت‌ دوگانگي‌ خارج‌ ساخت. کمک‌ به‌ کودکان‌ در تصميم ‌گيري، باعث‌ مي ‌شود که‌ بياموزند به‌ حالت‌هاي‌ دوگانه‌ دروني‌ خود پايان‌ بخشند
 در پاره‌اي‌ از موارد، کودک‌ افسرده‌ پرخاشگري‌ شديدي‌ از خود نشان‌ مي‌ دهد. در اين‌ ميان‌ لازم‌ است‌ به‌ اين‌ نکته‌ پي‌ ببريم‌ که‌ او چه‌ چيز دوست‌ داشتني‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ مي ‌شود مورد از دست‌ رفته‌ را براي‌ او جبران‌ کنيم
 در مورد پرخاشگري، شيطنت‌ و مصرف‌ دارو بايستي‌ حتماً با پزشک‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشيم‌ تا کودک‌ از نزديک‌ مورد معاينه‌ قرار گيرد
 هنگامي‌ که‌ کودک‌ قرباني‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بايستي‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ کنيم‌ و لازم‌ است‌ که‌ ايشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با کودکان‌ خشونت گرا برخورد کنند؛ و نيز کودکاني‌ را که‌ قرباني‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهاي‌ خوبشان‌ مورد تشويق‌ و تأييد قرار دهند
 چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگري‌ کودک‌ خصمانه‌ است، بايستي‌ کودک‌ را از آزار و اذيت‌ کردن‌ دور کنيم‌ تا مجبور نباشد براي‌ تلافي‌ و انتقام، افراد ديگر را اذيت‌ کند؛ و اگر پرخاشگري‌ از نوع‌ وسيله‌ اي‌ است، بايستي‌ راه‌هاي‌ ديگري‌ را جهت‌ مطرح‌ کردن‌ کودک‌ برگزينيم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ براي‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ کند
نتيجه‌ گيري‌
به‌ طور کلي‌ خشونت‌ و پرخاشگري‌ بيشتر عامل‌ بيروني‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ دروني‌ مربوط‌ مي‌ شود. والدين‌ در درجه‌ اول، بايستي‌ محرک‌هاي‌ محيطي‌ را که‌ باعث‌ تحريک‌ خشم‌ و ايجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ مي ‌شود شناسايي‌ و سپس‌ براي‌ رفع‌ آن‌ به‌ کمک‌ روان شناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمايند
روش هايي براي درمان پرخاشگري کودکان
۱- محدوديت هايي براي کنترل پرخاشگري وضع کنيد و آنها را به اطلاع کودک برسانيد
 مدل هاي پرخاشگري را به حداقل برسانيد. مي توانيد از راهکارهاي زير استفاده کنيد
الف) ساعاتي را که کودک فيلم هاي خشونت آميز تلويزيوني مي بيند، محدود کنيد
ب)فيلم ها، تصاوير و روزنامه کودک را به دقت انتخاب